|
وای سلام خوب امروز اومدم خاطره ی روز شنبه رو واستون بنویسم که چه قد به من دوستام یعنی متیو جون و رها جون خوش گزشت بشوید روز شنبه بود گوشیمو گزاشته بودم روساعت ۵ که پاشم و زبان بخونم منم نمازم رو خوندم بعدم شروع کردم به خوندن زبان ۱و۲و۳و۴ اصلا گذر زمان رو حس نکردم وقتی نگاه کردم بعد هم با هم رفتیم دنبال رها جون بعد رفتیم مدرسه دم در مدرسه که رسیدیم نوشته بود مدرسه تعطیییییییییییییییییلللل وای از خوشحالی بال در اورده بودیم اول رها جون دعوتمون کرد بریم خونشون ما هم قبول کردیم رفتیم اونجا و حسابی گل گفتیم و گل شنیدیم یک عالمه هم خندیدیم و یکم رقصیدیم بعد هم تشکر کردیم و من و متیو پیاده رفتیم خونمون بعد من رفتم و در س ها م رو خوندم عصر زنگ زدم برای متیو جونم و رها جونم بیان با هم بریم دوچرخه سواری گفتند باشه ساعت ۵ بود که اومدند و رفتیم سه تایی دوچرخه سواری
خلاصه دو ساعت تمام بازی می کردیم تا بلا خره یکم خسته شدیم . بعد که دوست جونام رفتن رفتم یک لیوان چایی داغ خوردم بعدم رفتم تمرین ویالون کردم منتظر نظرای خوشکلتون هستم
دلم برای کسی تنگ است...
دلم برای كسی تنگ است كه آفتاب صداقت را به ميهمانی گل های باغ می آورد وگيسوان بلندش را - به بادها می داد و دست های سپيدش را - به آب می بخشيد ...................... دلم برای كسی تنگ است كه آن دونرگس جادو را به عمق آبی دريای واژگون می دوخت و شعرهای خوشی چون پرنده ها می خواند دلم برای كسی تنگ است كه همچو كودك معصومی دلش برای دلم می سوخت و مهربانی خود را - نثار من می كرد دلم برای كسی تنگ است كه تا شمال ترين شمال و در جنوب ترين جنوب - درهمه حال هميشه در همه جا - آه با كه بتوان گفت كه بود با من و - پيوسته نيز بی من بود و كار من زفراقش فغان و شيون بود كسی كه بی من ماند كسی كه با من نيست كسی ... - دگر كافی ست.
امشب باز هم دارم می نویسم می نویسم با واژه هایی مملو از تنهایی بی کسی بی هم نفسی می نویسم از برای دل تنگم مینویسم برای تو می نوسم برای دل تنگم برای دل تنگم..... ای تو که رفتی..... مرا نیز با خود میبردی حال که رفته ای و چشم های زیبایت را از روی جهان بسته ای کاش بودی و می دیدی می دیدی که چگونه بدون تو میسوزم ای کاش دورتر میرفتی اخر دلم تنگ است دلم تنگ توست مهربانم ارام جانم ................................................... ای پدرر بزگ مهربانم دور تر می رفتی وقتی دو سال پیش رفتی و غم رفتنت را بر دلم گزاشتی دلم می خواست دیگر نباشم نباشم هنوز هم واژه های سخت بی تو بودن را باور نکردم هنوز هم نمی توانم باور کنم که رفتی وقتی همه شب یلدا را خوش می گذراندند ما در غم فراق تو می سوختیم ای پدر بزرگ مهربانم عزیزم اکنون که تنهایم برای تو می نویسم.
سلام دختراي خوشكل ايران چون خيلي دوستون دارم يك سبد گل با يك دنيا مهربوني تقديم به شما كه هم گليد هم مهربونيد راستي مرسي كه برام نظر ميزاريد عاشقتونم مي خوامتون
چه خوش است با خيال تو نهفته راز كردن به زبان بي زباني سر شكوه باز كردن سر راه جلوه ات را به صدا ارزو گرفتن نگه نياز مندي به غرور و ناز كردن به ره سمن نازت دل و دل فشاني از ما به ديار كفر و ايمان ز تو تر كتاز كر دن باز ديگر دل من دلبري جانان گرفت باز مسكن جان مسكين كوي ان جانان گرفت ساخت كار جان و دل را دلبر وجانان من گويي از من اشكارا جان و دل پنهان گر فت هر چه كردم تا ببينم روي ماه او را كار چون من عاشقي در هر كجا سامان گرفت كسي كه بر مرض عشق مبتلا گر ديد بود محال كه مست وجب شفا گردد نظر ز چشم سيه مست وي نمي بندم هزار سال فلك گر بكام ما گردد اگر به كوچه زلفت صبا گذار ارد دچار درد شب و رهزن بلا گردد
|
About![]()
سلام من مریم هستم من این وب رو درست کردم که وقتی کاری ندارم بیام و به دوستای خوبم سر بزن اگر دوست دارید عکس های داخل وب رو بردارید حتما باذکر منبع باشهاگر خواستيد لينك شيد خبرم كنيد . Archivesآبان 1388مهر 1388 شهریور 1388 Links
بيتا جون |